قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4579
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر سوانح سنهء ثلث و خمسين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و چهل و سوّم از رحلت خير البشر « 1 » ] و در اين سال امير شيخ ابو اسحاق به وجود امير بيكجاز « 2 » [ 444 ب ] كه از امراى معتبر روم بود و چندگاه در خدمت ملك اشرف مىبود از وى آزرده شده به شيراز آمده بود ، مستظهر شده ديگرباره به سردارى امير مذكور لشكرى عظيم به كرمان فرستاد . امير مبارز نيز لشكر خود را جمع كرده با اوغانيان و جرمانيان گفته كه « گذشته گذشت و آنچه ميان ما واقع شد در خاطر نمانده و اگر از شما كسى كشته شد از اين طرف نيز جمعى به قتل آمدند . اكنون در اين جنگ نوعى بايد كرد كه تلافى ايام گذشته شود . » و ايشان بر اتفاق سوگند خورده ، شاه شجاع و امير مظفر از يزد و كرمان به جناب مبارزى ملحق شدند . امير بيكجاز اراده نمود كه از راه ديگر به كرمان رود . امير مبارز خبردار شده بر سر راهش رفت . و جنگ شد و شاه شجاع در معركه از اسب جدا شده پياده جنگهاى مردانه كرده و لشكر شيراز شكست خورده جناب مبارزى در فكر گرفتن شيراز شد . ذكر احوال معز الدين حسين كرت چون امير قزغن به ماوراء النهر رفت ، ملك حسين را در نظرها آن اعتبار نماند و امراى غور در مقام آن شدند كه با برادرش ملك باقر را به جاى او نصب كنند . و روزى ملك سوار شد و
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . مطلع السعدين ( ص 252 ) : بيكجكاز ، و چند سطر بعد : بيكچگاز .